ابراهيم اصلاح عربانى
596
كتاب گيلان ( فارسى )
- توماس از مادرى شاعره ، زاده شد . * - اليوت چلهروزه را در سى سالگى سرود - او سور آليست بود * - و انگليسى . ( و صداى تخم آفتابگردانى كه شكسته مىشود ) * فانوس روشن است * و پتپت مىكند اين فانوس و پتپت آن * مرا به ياد نفتسوز تو و پتپت آن مىاندازد . * كه من و عمويم و مادرم آمده بوديم خانه شما * و تو برايمان زردآلو و گوجه درختى آوردى و تو برايمان چاى و كيك آوردى * و مادرم بروبر نگاهت مىكرد و مادرت بروبر نگاهم مىكرد * و تو سرت پائين بود از شرم و من سرم بالا بود از غرور * و آن بالا كسى بود كه ما را دوست مىداشت ( و صداى تخم آفتابگردانى كه شكسته مىشود ) زمستان 1346 جودت - حسين حسين جودت در لاهيجان به دنيا آمد و شاعر نوپرداز است . بخشى از شعر عبور از من عبور كن * در من بنشين ترانهء زردشت زبانه ! * بتاز . بتاز به نهايتم ، به ابتدايم . به من شعلهات را برقصان * دالان تو در تو را روشن كن به آينهام رنگ جاذبه بپاش * بيا بيا ، پنجهات را به پنجهام پيوند زن ذهن پروانه را با بلوغ شعلهات بياشوب * حنجرهام را به آوازى برانگيز اين حنجره سرشار نغمه است ، سرشار شعلههاى سرخ * در من بنشين بيتوته كن در من ! حسام - حسن حسن حسام در رشت به دنيا آمد و شاعر نوپرداز است . كتابهاى « بر جادهء رهايى » ( 1357 ) ، « آواز خروسان جوان » ( 1357 ) از او انتشار يافته است . شب تازان وقتى نظاميان * با سوتهاى ممتد وحشت شب را قرق زدند ؛ * رزمآوران كفنپوش بر سطح تيرهى شب ، * شعلهاى شدند . حقىپور - رحمت رحمت حقىپور به سال 1340 در فومن ديده به دنيا گشود . از اين شاعر نوپرداز كتاب « ايستگاه صبحدمان » دفتر شعر او منتشر شده است . از جهان آنان اشك در چشم و * آه در گلو به جستجوى آرزوهاى خويش مىآيند * شبها كه خفتهايم و نهان مىشوند ، روزها ، كه بيدار مىشويم . * ما از جهان آنان چيزى نمىدانيم * و آنان كلامى با كسى نمىگويند . تنها اشك مىفشانند و آه مىكشند * و از كوچهها گذر مىكنند آن زمان * كه ما خفتهايم خداجو - على على خداجو به سال 1316 شمسى در رشت ديده به دنيا گشود . او شاعرى گيلكىسرا ، فارسىسرا و نوپرداز است . اشعار گيلكى و فارسى او از سالها پيش در مطبوعات انتشار مىيابد . بخشى از ساحل كاج تو در اين موج نمىرقصى * تو در اين باد - با تو يك روز گشودم به فراموشى پرواز * تو مرا در گذر موعود كه پرستوى خيالم را * كه در آن پنجره مىروئيد در تمامى شايد * تا به همخوابگى شبپرهگان بردى تو نمىدانستى ؟